فارق التحصیلان

معضل آموزش عالی و بیکاری

معضل آموزش عالی

شاید تا چند سال پیش با مدرک لیسانس می توانستید شغل مناسبی پیدا کنید و آینده شغلی نسبتا مطمئنی داشته باشید. اما در زمان حال حتی با مدارج دکتری هم بعضا افراد با مشکل بیکاری مواجه شده اند. در این زمینه صاحب نظران مباحث زیادی رو مطرح می کنند اما من قصد دارم تا از نقطه نظر خودم به این موضوع بپردازم.

صحنه ی اول :

خوشحال و با ذوق از ترم آخر دانشگاه را تمام می کند و گمان می کند در سراشیبی زندگی قرار گرفته است. به تمام فامیل و اعضای خانواده شیرینی و شام مفصلی می دهد و در بوق و کرنا می کنند که پسر یا دخترشان در فلان رشته با فلان مدرک تحصیلی فارق التحصیل شده است.

صحنه دوم :

بعد از مدت مدید که حوصله همه از جمله خودش سر رفته است روزنامه نیازمندیها را به گوشه ای پرت می کند یا آنقدر با خودکار آن را خط می اندازد تا از بین برود.

صحنه سوم :

در محافل عمومی و خصوصی از آقا زاده می پرسند که شد بعد از دانشگاه مجا مشغول شده اند به سلامتی و از آنجاست که عذر و بهانه ی مختلف شروع می شود و دیگران از روی دلرحمی و گاهی جهل به موضوع همراهی می کنند و عالم و آدم را مقصر بیکاری جوانان می دانند الّا خودشان.

صحنه سوم :

استارتاپ های نوظهور از راه می رسند و پشت سرهم مشاغل ایجاد می شوند. این روزها از کارمند بانک گرفته تا مهندس و دیپلمه و حتی سربازی که برای دوهفته به خانه آمده هم راننده اسنپ و تپسی شده اند.

اینقدر که این شرکت های حمل و نقل متقاضی پیدا کرده که راننده ها از مسافران پیشی گرفته و گاهی برای تفریح یکدیگر را سوار می کنند.

بیکاری

بیکاری

البته این وسط بازاریاب ها هم سود می برند اما نه به اندازه راس هرم! خلاصه از اینها که بگذریم می رسیم به اینکه این جوان چظور بعد از آن همه برنامه ریزی های مداوم و دیدن دی وی دی های متعدد و سپس راه یابی به آموزش عالی کشور سر از رانندگی درآورد.

از آنجایی که این حقیر اطلاع دارم برای راننده بودن ورای اخلاق مداری تنها نیاز به داشتن گواهینامه رانندگی و یک وسیله نقلیه می باشید.یادگیری درسی مثل دینامیک یا نظریه زبان های برنامه نویسی تاثیری در این مقوله ندارد.

البته شاید در تقسیم بندی راننده های خطی موثر باشد چون طبق شنیده ها اکثر این دوستان مسلط به سیاست،اقتصاد،ورزش،جامعه شناسی،فلسفه و سیاست های کلان و خرد هستند.

مشکل اول

مولفه های زیادی در بیکاری اقشار جامعه خصوصا تحصیل کرده ها و کالج رفته ها تاثیر دارد. اما یکی از مهم ترین آنها نبود آمایش سراسری در کشور است. به زبان ساده یعنی ما در دانشگاه هر ساله 60 فارق التحصیل رشته ی الف داریم در حالی که به 60 نفر در رشته “ب” نیاز داریم.

هر سال به بیکارهای رشته الف افزوده می شود و به خاطر نبود متخصص در رشته “ب” صنایع مرتبط دچار رکورد و کمبود نیروی متخصص می شوند و عده ای که قرار است بعد از 30 سال بازنشست شوند به محیط کار بر می گردند و سن شاغلین افزایش می یابد و کارایی کاهش می یابد.

پس می شود نتیجه گرفت رشته ی آمار و کاربردها جایگاه واقعی خود را در کشور ندارد و یا بهای کافی به آن داده نمی شود و یا بها داده می شود منتهی عمل نمی شود.

[box type=”info” fontsize=”14″ radius=”10″]درآمد مهندس ایرانی از نگاه سایت های خارجی[/box]

سطح تحصیلات یا نوع تحصیلات

+آقا زاده ها مدرکشون چیه؟

-لیسانس دارند

+آقا زاده چی خوندن؟

-مهندسی مکانیک

+آقا زاده کجا فارق التحصیل شدند؟

-دانشگاه تهران

+می تونیم ریز نمرات ایشون رو به صورت پرینت داشته باشیم؟ (البته مهر معاون دانشکده ملزوم این موضوع می باشد)

 

سبک دوم

+آقا زاده چقدر در میاره؟

-خداروشکر ماهی 5 میلیون رو در میاره.ایشون توی …(حرفش را قطع می کنند)

+همین که درمیاره جای شُکر داره.

[box type=’tip’]یادگیری زبان شما را در یافتن کار کمک می کند[/box]

بیکاری

بیکاری

مشکل دوم

+من بعد از اینهمه درس خوندن بیام با حقوق 1.5 میلیونی 12 ساعت توی این آشغال*دونی کار کنم.(در را محکم می بندد و می رود…)

خیلی از افراد تصور می کنند صرف داشتن مدرک شایستگی این را دارند که بالاترین حقوق ها با بهترین منصب ها را از آن خود کنند در حالی که این خیال باطل ناشی از آشنا نبودن با قوانین دنیای کار و خوش خیالی آنهاست و قسمتی هم راحت طلبی.

 

مشکل سوم

کار نیست !!!

مدرک فلان از دانشگاه فلان را گرفته اما بیکاری امانم را بریده است. نمی دانم چکار کنم؟ مستاصل شده ام. لطفا مرا راهنمایی کنید.

رضا از کاشان

خب ! رضای عزیز طبق آمار در سال 1395 ” ایجاد یک شغل از پیدا کردن شغل آسان تر است ”

 

 

 

دانشجوی مهندسی مکانیک و فعال برنامه نویسی

دیدگاه
ارسال یک نظر